معنی بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در, معنی بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا پ تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان پ چرخانده وارد میشود، گردان در, معنی f;vcb lm/j omb cا bc smcاoاj اjbاoتi mاjcا , تdcd li ]iاc fاxmd ;cbjbi bاcbmicls kdomاib اx اj , ]coاjbi mاcb kdamb، ;cbاj bc, معنی اصطلاح بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در, معادل بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در, بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در چی میشه؟, بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در یعنی چی؟, بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در synonym, بگذرد کوپن خود را در سوراخان انداخته وانرا , تیری که چهار بازوی گردنده داردوهرکس میخواهد از ان , چرخانده وارد میشود، گردان در definition,